با این نسل شوخی نکن!

آیا برای مقابله با این گونه مخالفت ها راه خوبی است یا خیر؟ و مهمتر از آن اصولاً دولت در برخورد با این گونه ایرادات چگونه باید وارد عرصه تضادها شود؟

اعتماد به گزارش؛ روانشناسان و جامعه شناسان در پاسخ به این پرسش ها مدعی شده اند که نه تنها تعاملات منفی نمی تواند راه حل مناسبی برای پایان دادن به این مخالفت ها باشد، بلکه جرقه ای بر آتش زیر خاکستر شهروندان منتقدی است که در جستجوی این موضوع به خیابان ها آمده اند. ارشد کیشوران اعتراض خود را به گوش مسئولان رساند.

در عین حال تعدادی از روانشناسان و جامعه شناسان در گفتگو با «اعتماد» به بررسی رفتار مسئولان اداری و امنیتی در حوادث اخیر پرداختند.

گفتگو به جای برخوردهای “منفی”

سیامک زند رضوی، جامعه شناس تاکید کرد: اقدامات منفی دولتمردان نمی تواند راهگشای مشکلات و ایرادات عمومی جامعه باشد. وی گفت: اصولاً موضوع رویارویی دولت های اصولگرا با ناآرامی ها در مقیاس جمعی در جهان چیز جدیدی نیست و سابقه آن به دستاوردهای انقلاب کبیر فرانسه برمی گردد و اولین شرط آن پذیرش است. از این موضوع توسط دولت، که شهروندان رعیت نیستند، حق حیات همراه با کرامت هستند، حقوق برابر قانون دارند. این واقعیت در نهایت در جامعه ما حتی پس از انقلاب به صورت مشروط در بین شهروندان پذیرفته شده است که پایان حقوق شهروندی در جامعه مدنی است.

وی افزود: معترضان برای اینکه بتوانند با دولت ارتباط برقرار کنند باید نمایندگانی را که قبول دارند انتخاب کنند تا درخواست های خود را به دولت ارائه کنند. زمانی که بسیاری از گروه ها، طبقات و طبقات جمعی چهار دهه است که از تشکیلات دائمی (طبقه ای، حرفه ای، سیاسی و…) محروم بوده اند. این گفتگو سخت خواهد بود.

بنابراین جامعه مدنی چیزی نیست جز شهروندانی با حقوق مساوی که اگرچه در عقاید و دیدگاه های خود متفاوت هستند اما با ورود نمایندگان گروه های درگیر توانستند مشکلات خود را بین خود و با دولت حل کنند.

وی سپس به ذکر نمونه ای از تجربیات شخصی خود پرداخت و گفت: در سال 57 در سن 23 سالگی دانشجوی سال سوم جامعه شناسی دانشگاه تهران بودم. در آن سال دانشجویان به دنبال تشکیل گروه هایی در رشته های مختلف مورد علاقه خود از جمله کوهنوردی، عکاسی، نقاشی و … بودند که اماکن دانشگاهی به این موضوع توجهی نکردند و مقرر شد این گروه ها تشکیل نشوند. شکل گرفت. این ممنوعیت با مقاومت گسترده دانشجویان مواجه شد.

این جامعه شناس ادامه داد: الان هم بعد از 40 سال در سن 66 سالگی دوباره شاهد تکرار همان تجربه هستم. الان هم دولت در لایحه قانونی می گوید هیچ گروه دائمی اجازه ایجاد فرم را ندارد مگر اینکه ما آن را تایید کرده باشیم. در واقع دولت به هیچ سازمانی رسمیت نمی دهد. در نتیجه بسیاری از فرم های امروزی مانند فرم های کارگران اتوبوسرانی یا قانون نویسان یا فرم شورای هماهنگی معلمان و… هنوز نتوانسته اند مجوز رسمی بگیرند.

مهم ترین راه حل در برخورد با شهروندان معترض «حرف زدن» تا دیر نشده است. آنها در عرصه عمومی برابر و بی طرف هستند در حالی که مردم شاهد آن هستند. این دستور نیز امکان پذیر نیست اما با حضور نهادها و نهادهای مختلف و فرم های موجود رسمی است. در عین حال، این گفتگوها باید در فضای عمومی انجام شود نه در فضای بسته، زیرا عموم شهروندان معتقدند گفتگوی تاریخی پشت درهای بسته حاصل شواهد موجود است.

وی تصریح کرد: شاید بهترین بستر برای این گزینه صدا و سیما باشد. صدا و سیما باید بستری را فراهم کند تا تشکل های مختلف از جمله تشکل های کارگری، معلمان، زنان، دانش آموزان، دانش آموزان، شوراهای محلات و… مسائل و دغدغه های خود را مطرح کنند. و همچنین بدون محدودیت و ملاحظه. مثلاً این احتمال وجود دارد که کارگران بپرسند کارخانه چگونه و با چه دلیلی قرار است دو هفته سه جوان کار کند اما شورای کارگری مجوز ندارد؟! دولت واقعاً به آنها گوش خواهد داد.

زند رضوی با اشاره به دلایل حضور جوانان و حتی نوجوانان در ناآرامی های اخیر گفت: جوانان امروزی از تحصیل و تربیت محروم هستند، وقتی به بیم و امید خود در آینده نگاه می کنند با خود فکر می کنند که وجود دارد. راهی نیست جز اینکه او مجبور نیست به خیابان بیاید و اعتراض خود را به مقامات مطرح کند.

این جامعه شناس با تاکید بر اینکه راه حل برخورد با این گونه مخالفت ها راه حل واکنش های منفی در کف خیابان نیست، گفت: قطعا واکنش های منفی جوابگوی اعتراض های خیابانی نیست. اما هیچ گاه به ایرادات سال های گذشته پاسخ نداده اند و تعداد سوالات بی پاسخ افزایش یافته است. یک بررسی کلی نشان می دهد که تعداد اعتراضات خیابانی در 4 دهه گذشته کمتر و کمتر شده است. مثلاً اعتراضات مشهد در سال ۱۳۷۰ و دوباره در سال ۱۳۷۶ تکرار شد. پس از آن، این مخالفت ها در یکی از شهرهای دیگر ایران و حتی تهران، هر کدام ظرف چند سال تکرار شد. این نشان می دهد که چقدر این اعتراضات کاهش یافته است. چرا؟ دلیلش روشن است. چرا که در ایراداتی که داشتند، نه تنها خواسته هایی که داشتند، نتوانستند به آنها پاسخ دهند، بلکه با برخوردهای خشونت آمیز مواجه شدند.

زند رضوی افزود: در واقع اکنون در شرایطی هستیم که دیگر طیف متوسط ​​وجود ندارد. همه اینها کارگرانی هستند که اگر یک ماه حقوق نگیرند زندگیشان مختل می شود و به آنها یقه سفید یا یقه آبی می گویند که با اینکه در اقلیت هستند اما اکثریت را دارند. ثروت کشور در اختیار آنهاست. الان هم سفید پوست هایی که در خیابان ها می بینید از نسل همان نسلی هستند که اتفاقاً خاستگاه پیروزی انقلاب در سال 57 بود.

این جامعه شناس همچنین به تناقضات برخورد دولت با معترضان اشاره کرد و گفت: از طرف حامیان دولت شعار می دهند که راه حل بحران کنونی گفت و گو است و از طرف مسئولان هم شعار می دهند. به دنبال خیابان ها برای توقف اعتراضات با اقدامات منفی شدید. خوب، این یک تناقض آشکار برای افکار رایج است. کسی که می خواهد حرف بزند واکنش منفی را دنبال نمی کند! این مسائل باعث می شود مردم به ویژه جوانان به وعده های متولیان امر اعتماد نکنند.

وی تصریح کرد: ایرادات گذشته همچنان همان ایرادات گذشته است. با این تفاوت که فقط حدود 15 درصد از جمعیتی که در ناآرامی های کنونی شرکت می کنند مربوط به دوره های قبل هستند و 85 درصد آنها اصلاً تجربه ای در این زمینه ندارند! به همین دلیل ذهنیتی که ممکن است برایشان پیش بیاید را ندارند و طبیعتاً از حضور در خیابان نمی ترسند. به همین دلیل من به این نسل اعتقادی ندارم.

اعتراض در مورد آینده مبهم است

مسعود غفاری روانشناس گفت: از دیدگاه روانشناسی انسان با نیازهای متفاوتی وجود دارد که برای رسیدن به آن هر کاری چه درست و چه نادرست می تواند انجام دهد. بر اساس این دیدگاه، انسان با نیازهای روانی، اجتماعی، اجتماعی و معنوی وجود دارد. چه در خانه و چه در جامعه، اگر این نیازهای حیاتی و معنوی به طور صحیح و عاقلانه برآورده شود، انسان می تواند سالم باشد و هر گاه این نیازها برآورده نشود یا به صورت غیر اصولی و نادرست برآورده شود، ممکن است انسان ناسالم باشد. و فردی که از بین می رود امکان خودکشی وجود دارد یا حتی ممکن است.

وی با اشاره به اینکه در صورت مشاهده ناهنجاری یا رفتار غیرعادی باید نیازهایی را ببینیم که باعث ورود آنها شده است، گفت: می دانم که فرد و خانواده سالم هستند، بستر باید وجود داشته باشد تا نیازهای زندگی را برطرف کند. نیازهای آن خانواده به درستی برآورده خواهد شد.

این کارشناس جامعه تصریح کرد: معتقدم جامعه هدف را «هدف» نمی کند، «شناسایی» نمی کند. این رفتار مانند این است که همه معتادان را به جای درمان و ریشه یابی به دلیل افزایش آمار اعتیاد در جامعه به دریا بیندازید!

وی با بیان اینکه تا زمانی که توسعه اقتصادی سالم برقرار نشود، «کاهش» معنایی ندارد، گفت: چرا جوانان در کوچه و خیابان وارد دایره ناآرامی می شوند؟ خوب، وقتی یک زن جوان شغل ندارد یا نمی تواند ازدواج کند و آرزویش را دست نیافتنی می بیند، وقتی چشم اندازی برای زندگی اش ندارد، مسلم است که باید ناراضی باشد و چون ندارد. گوش برای شنیدن سخنان او ندارد، او از هر چیزی اجتناب می کند از آن برای بیان اعتراض خود استفاده کنید. مسلمان است که در پی قیام و اعتراض به آن وضعیتی پیش بیاید. اکنون این راه می تواند دیدگاه های اعتراض آمیز را در یک رویداد دانشجویی یا ناآرامی های خیابانی بیان کند. غفاری تاکید کرد: اما وقتی جوان دوباره می بیند که به جای اینکه ایرادش شنیده شود با او برخورد منفی می شود دوباره سرخورده می شود و برای مدت کوتاهی به سکوت و خلوت می رود اما دوباره بعد از مدتی سرکشی می کند و عصیان می کند و این چرخه ادامه دارد با این تفاوت که هر بار فاصله بین اجسام کمتر و کمتر و برد آن بیشتر می شود. به همین دلیل، شاید بهترین پیشنهاد برای پایان دادن به این چرخه تکراری این باشد که حرف جوان شنیده شود و آثار سخنان او در زندگی و آینده اش مشاهده شود. و مسئولان می دانند که نباید این نسل را دست کم بگیرند زیرا تقریبا چیزی برای از دست دادن ندارند.

اثرات منفی «وقفه»

اصغر مهاجری، جامعه شناس با اشاره به آثار و فرآیندهای «مداخلات» در جامعه گفت: اساساً هر مداخله ای چه در قالب سیاست، چه در قالب برنامه های بلندمدت یا کوتاه مدت و چه پروژه ها، پیامدهایی دارد. پیامدها هم مستقیم و هم غیرمستقیم و انباشته هستند. اما اگر این مداخلات برنامه ریزی شده یا تحت نظارت دولت باشد، پیامدهای منفی در پی خواهد داشت.

وی تصریح کرد: پیامدهای این دخالت ها کم کم در حال انباشته شدن است و زمینه بروز نابسامانی های سیاسی و اجتماعی را در جامعه فراهم می کند.

وی خاطرنشان کرد: جامعه شناسان می توانند این اغتشاشات را پیش بینی کنند اما متأسفانه مسئولان نظارتی بر این حوادث ندارند. او از این واقعیت غافل است که جامعه آبستن حوادثی است که همتای نادانی اوست. از سوی دیگر، اگر این اتفاقات متوالی رخ دهد، دلیل بر این است که هیزم به اندازه کافی بسوزد و سپس موقتاً خاموش شود، اما با تجمع مجدد هیزم، هیزم دوباره شعله ور می شود و دوباره آتش می گیرد. این جامعه شناس پس از بررسی مجدد اقدامات دولت مداخله گر افزود: واقعیت این است که بیشتر اقدامات دولت مداخله گر پیامدهای منفی داشته است. مانند مداخلات در حوزه های حاشیه نشینی، بیکاری و غیره.

وی تصریح کرد: این زمانی است که آستانه تحمل جامعه برای رفع تبعات منفی این دخالت ها بالا رفته و نهادهای قدرت همچنان در بخش های مختلف در حال فعالیت هستند.

مهاجری ادامه داد: به همین دلیل معتقدم این وضعیت باید به جای «گفتگو» در قالب «گفتگو» اصلاح شود. گفتمانی بر بایه خرد جمی. مثل مهمانی ها، قیمت ها و… اما متاسفانه الان حکمرانی موثری برای این جامعه وجود ندارد و دائما خروجی هایش را با التهاب به روز می کند. حالا این التهابات به صورت تحریک یا به هر شکل دیگری است.

وی در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به اینکه نظام باید برای این اقدامات مداخله ای اقداماتی انجام دهد، گفت: ابتدا نظام سیاسی و فرهنگی کشور بررسی کند که این مداخلات چه نتیجه ای دارد. ضمناً باید مرجع خور جمعه را نیز بپذیریم. اگر این دو اتفاق بیفتد قطعا کمتر شاهد التهاب فعلی خواهیم بود. در غیر این صورت وقتی سعی می کنیم اقدامات مداخله ای خود را با باورهای ایدئولوژیک، تعصبات و «همین که هست» تکمیل کنیم، نمی توانیم امیدوار باشیم که شاهد ناآرامی های امروز نباشیم.

وی رویکرد ایجاد نظارت را یکی دیگر از مصادیق رویکرد مداخله جویانه برشمرد و گفت: واقعیت این است که علیرغم اینکه هزاران میلیارد تومان در طول سالیان گذشته صرف نظارت شده است، به گفته خود نهادهای دولتی عملکرد آنها نتوانسته است از بدحجابی در جامعه جلوگیری کند. بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس، بیش از 50 درصد و بر اساس اعلام برخی نهادهای دیگر، بیش از 70 درصد دختران این منطقه مرزی خارج از تعریف ادبیات حجاب دارند. بنابراین معتقدم تا زمانی که خودمان بر اساس تصمیمات ایدئولوژیک تصمیم نگیریم، نمی توانیم ادعا کنیم که آماده گفتگو هستیم. مگر اینکه به روش های ایدئولوژی کار متوسل شویم.

این جامعه شناس درباره تعاملات منفی با معترضان خیابانی نیز گفت: بر اساس یک بیان ساده میزان پذیرش و کنترل رابطه معکوس با یکدیگر دارند. یعنی هر چه پذیرش فرهنگی بیشتر باشد، کنترل ها کمتر می شود. این پاسخی است که می توان به موقعیت های منفی داد. یعنی به جای «کنترل»، مشکلات و دغدغه‌های مردم و جامعه را با پذیرش فرهنگی و گفت‌وگو حل کند، در غیر این صورت ممکن است اقدامات منفی در کوتاه‌مدت به ناآرامی‌ها پایان دهد، اما در آینده باعث خواهد شد. دوباره در جای دیگری ظاهر می شود و دوباره فوران می کند. به خصوص که عامل اصلی این مخالفت ها جوانانی هستند که قرار است آینده این کشور را بسازند و بسیاری از آنها تلاش می کنند شرایط زندگی فعلی خود را تغییر دهند و آینده ای روشن را برای خود رقم بزنند.

Heidi Avery

پنکه تی وی جنرال. کارآفرین. پیشگام زامبی مغرور. تحلیلگر. خالق شیطانی متعصب توییتر.

تماس با ما